Farsi Dictionary

Filament

رشته ، تار، ليف ، (گ.ش.) ميله اي ، ميله.

Filamentary

(filamentous) ليفي ، رشته اي ، ريشه اي ، ميله اي.

Filamentous

(filamentary) ليفي ، رشته اي ، ريشه اي ، ميله اي.

Keyword

Criteria